تبليغاتX
nO boDy's HomE
هوس کردم دوباره برم

چیکار کنم؟

اگه می تونستم یه جل بمونم از خدام بود!

همون دوره ی گردشی ادامه داره

تا خسته شم

میرم به:

کلئوپاترا، ملکه ی غارنشین

کامنت های اینجا دیگه خونده نمیشه!!!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

این روزها مدام

دلم یخ در بهشت های مغازه ی ... را می خواهد!

مدام احساس می کنم تنگ شده

همه جا

خانه

دل

وبلاگ!

شاید اسباب کشی کنم باز

این خانه به دوشی دارد دهنم را می گ/ا..ید!!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

حق را

نه باید داد و نه باید گرفت!

درست این است که محکم گازش بزنی

و از آن بنیه ای قوی برای خودت دست و پا کنی...

حق

خوردنی است...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت |

ظرفیتم آنقدر کم شده

که طاقت شنیدن ..س شرهای تو را نداشته باشم

و گوش هایم را محکم گاز بگیرم

تا کر شوم

و تو حرف هایت را

به گور ببری........

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

دست انداز های ولیعصر دست به یکی کرده اند

که تک تک

و با هم

دستم بیاندازند...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

انگار

گاهی یکباره

مغزم به تکاپو می افتد

و شیارهایش پر می شود از حرف

شُره می کند پایین

روی چشم هایم، لب هایم، دست هایم و پایین تر

تا به خودم می آیم

تمام وجود را حرف گرفته...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

دیوارها

تا ته ته دنیا کشیده شده اند

که آجرهایشان

محکم و با صلابت تا همیشه بمانند

و تو آن طرف

تا خود صبح از درد ضجه بزنی و من نرسم...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

خاکستر سیگار پریروزم را جارو می کنم

فندکم گم شده

سیگارهایم ته کشیده

صدای جارو برقی لای مغزم سوت می کشد

سرفه اش گرفته

از این همه دود و خاکستر...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

شب ها

پرده ی اتاقم تکان می خورد

یک لحظه کج خندی گوشه لب هایم می نشیند!

شب ها

هزار ها پرده

تکان تکان می خورد...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

قول می دهم

از همین امروز، روزهایم را بلند کنم

توی تشت بزرگ بریزم

با دست های از کار افتاده و خسته ام چنگ بزنم

بعد

تمیز و مرتب رو بند پهنش کنم...

تا خشک شود!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

هنوز هم می گویم

این روزها سیگار برای کشیدن به وفور هست

اما

نه نفسش هست

و نه حال و حوصله ی دود کردنش...

شما ببخشید!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

آهای دلم!

خودت می دونی هیشکی بیشتر از من بهت نمی رسه

پس بهتره دست از این مسخره بازی ها برداری

و مثه بچه آدم برگردی اینجا

حداقل خوراکت تامینه

حتی اگه...

آفرین دل حرف گوش کن!!!!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

هوا گرمه

دلم خودشو جمع و جور کرده

دیشب کلی "من غریبم" بازی در آورد ت.خ/.م سگ!

آپارتی...

با آتیش سیگار ساکتش کردم

ریز ریز گریه میکنه

منم دارم به کارای عقب افتاده ام می رسم....

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت |

سر بلند می کنم

چشم هایش زیر خیسی اشک برق می زند

می ایستم

در را محکم پشت سرم می بندم

و تا خود ایستگاه زار میزنم!

تنها...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

درست نبش آخرین فرعی امیرآباد منتظرت هستم!

ساعت از شش گذشته

خورشید اینجاست

آدم ها تک تک و جمعی و دو تایی رد می شوند

دختری با بوق یک ماشین سوار میشود

خیابان تا پایین روشن است

و تو

داری می آیی!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

گویند رضا خان شاهنشاه شبی به خواب آمد

کنار دروازه بهشت استاده بود!

رهگذری گفت:

شاهنشاه تو با این همه جنایت چطور به بهشت علیا رسیدی؟

رضاخان در جواب بفرمود: خدایم بخشید...

فرد بپاسخید: حالا چه میکنی؟

اعلیا حضرت تاملی کرد و جواب بداد:

گفته اند اینجا سرشار از حوری ست! منتظرم آخوندی چیزی رد شود

تا عقدی بخواخندمان! هم اکنون مدت های مدیدی است

منتظرم

و یک آخوند هم گذر نکرده...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

خوب این زورمردگی رو ساختم!

سرعتو حال کن!

هر کی دلش خواست بره این لینکی که پایینه

هرکی هم نخواست

-  قبلا گفتم -

 به درک!

در ضمن اینجا هم چنان زنده است...

آدرس رو برداشتم!

هر کی میخواد کامنت بذاره بهش میگم!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

میخوام واسه خودم یه Daily بسازم...

شاید آدرسش رو اینجا گذاشتم!

دقت کنید

گفتم شاید!!!

تا اطلاع ثانوی منتظر کلئوپاترا باشین...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

It doesn't matter what people say

and It doesn't matter how long it takes

Believe in yourself

and Be true to yourself

So you'll fly high

P.S: ..س شره همه اش نه؟؟؟؟

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

بالاخره یه روزی می رسه

که در غاری رو که تخته کردند با دستام بشکنم

تو رو بردارم

چشمامو ببندم

و زیر پتوی چهل تیکه ی رنگ رنگی ام

یک دل سیر بخوابم...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت |

دلم میخواد سرمو بگیرم تو بالش

دستامو مشت کنم

تمام روزایی رو که داشتم لای شیارهای مغزم مرور کنم

و تا آخرین حدی که می تونم

یه جیغ بنفش بکشم:

00020309.gif

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

اگر فردا هم

بنا بر تغییرات جوی برنامه ریزی شده تعطیل شد

می توان این نتیجه را گرفت

که دولت

مردم را به یک تریپ 4 روزه پست کرده است!

P.S: با توجه به 18 تیر...

** همین الان گفتن بزنین تو گوش فردا و برید هرجا غیر از پایتخت!!!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

یک ماه پیش همین روزها

صبح که بیدار میشدم

اول از همه دستبند دوست داشتنی ام را می بستم

هول هولکی چای می خوردم

با بچه ها بیرون میزدیم!

اگر جایی بحث بود همه را راضی می کردم

دستبندی مثل من ببندند...

.

.

امروز

یکی گم شده

یکی هنوز از بیمارستان نیامده

و قاضی به پدر مقتولی گفت شکایت نامه بنویسد

علیه کسی که دست هامان را سبز کرد!

P.S: احتمالا این همان نشاط کاذبی بود که رییس جمهور می گفت...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

ناشی* بودم!

سیگار به لب گرفتنم ناشیانه بود

دوست داشتنم،

نگاه کردنم،

خندیدن های تصنعی ام،

حتی

عبور کردن های سر چراغ قرمزم هم ناشیانه بود...

* شاید هم لاشی!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

She wants to go home

But no body's home

No place to go

No place to go to dry her eyes

Broken inside

P.S: اسم اینجا عوض شد! قالب جدید چطوره؟

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد!

زدم تو سرش گفتم

خفه شو سگ پدر!!

.

.

خیلی وقته لال شده و فدای غرورش کرده...

حرف هام توش ماسید...

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت |

اوهوی

با تو ام ت./.خ./.م سگ

یه لحظه برگرد پشت سرت رو نگاه بنداز

عجب رویی داری تو...

با این همه گه خوری بازم برگشتی؟

KISS MY ASS

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

من در این خانه

به گمنامی نمناک علف نزدیکم!

          من صدای نفس باغچه را می شنوم...

کرمهای خاکی بیش از حد وول می خورند!

نه؟

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

روی در اتاقم بزرگ نوشتم:

هیس!

اینجا کسی نیست...

پس اگر خاموش باشید می توانید زیبایی سکوت را درک کنید!

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت

عروسک مو مشکی سرخ پوستم سر زا رفت!

شوهرش بچه را قبول نکرد

خوابیده!

پوست سرخ و سفیدش برق می زند...

P.S: حق داشت؟

+ سیگار های له شده ی پوکری که خودش را باخت