چیکار کنم؟
اگه می تونستم یه جل بمونم از خدام بود!
همون دوره ی گردشی ادامه داره
تا خسته شم
میرم به:
کامنت های اینجا دیگه خونده نمیشه!!!
دلم یخ در بهشت های مغازه ی ... را می خواهد!
مدام احساس می کنم تنگ شده
همه جا
خانه
دل
وبلاگ!
شاید اسباب کشی کنم باز
این خانه به دوشی دارد دهنم را می گ/ا..ید!!
نه باید داد و نه باید گرفت!
درست این است که محکم گازش بزنی
و از آن بنیه ای قوی برای خودت دست و پا کنی...
حق
خوردنی است...
که طاقت شنیدن ..س شرهای تو را نداشته باشم
و گوش هایم را محکم گاز بگیرم
تا کر شوم
و تو حرف هایت را
به گور ببری........
که تک تک
و با هم
دستم بیاندازند...
گاهی یکباره
مغزم به تکاپو می افتد
و شیارهایش پر می شود از حرف
شُره می کند پایین
روی چشم هایم، لب هایم، دست هایم و پایین تر
تا به خودم می آیم
تمام وجود را حرف گرفته...
تا ته ته دنیا کشیده شده اند
که آجرهایشان
محکم و با صلابت تا همیشه بمانند
و تو آن طرف
تا خود صبح از درد ضجه بزنی و من نرسم...
فندکم گم شده
سیگارهایم ته کشیده
صدای جارو برقی لای مغزم سوت می کشد
سرفه اش گرفته
از این همه دود و خاکستر...
پرده ی اتاقم تکان می خورد
یک لحظه کج خندی گوشه لب هایم می نشیند!
شب ها
هزار ها پرده
تکان تکان می خورد...
از همین امروز، روزهایم را بلند کنم
توی تشت بزرگ بریزم
با دست های از کار افتاده و خسته ام چنگ بزنم
بعد
تمیز و مرتب رو بند پهنش کنم...
تا خشک شود!
این روزها سیگار برای کشیدن به وفور هست
اما
نه نفسش هست
و نه حال و حوصله ی دود کردنش...
شما ببخشید!
خودت می دونی هیشکی بیشتر از من بهت نمی رسه
پس بهتره دست از این مسخره بازی ها برداری
و مثه بچه آدم برگردی اینجا
حداقل خوراکت تامینه
حتی اگه...
آفرین دل حرف گوش کن!!!!
دلم خودشو جمع و جور کرده
دیشب کلی "من غریبم" بازی در آورد ت.خ/.م سگ!
آپارتی...
با آتیش سیگار ساکتش کردم
ریز ریز گریه میکنه
منم دارم به کارای عقب افتاده ام می رسم....
چشم هایش زیر خیسی اشک برق می زند
می ایستم
در را محکم پشت سرم می بندم
و تا خود ایستگاه زار میزنم!
تنها...
ساعت از شش گذشته
خورشید اینجاست
آدم ها تک تک و جمعی و دو تایی رد می شوند
دختری با بوق یک ماشین سوار میشود
خیابان تا پایین روشن است
و تو
داری می آیی!
کنار دروازه بهشت استاده بود!
رهگذری گفت:
شاهنشاه تو با این همه جنایت چطور به بهشت علیا رسیدی؟
رضاخان در جواب بفرمود: خدایم بخشید...
فرد بپاسخید: حالا چه میکنی؟
اعلیا حضرت تاملی کرد و جواب بداد:
گفته اند اینجا سرشار از حوری ست! منتظرم آخوندی چیزی رد شود
تا عقدی بخواخندمان! هم اکنون مدت های مدیدی است
منتظرم
و یک آخوند هم گذر نکرده...
سرعتو حال کن!
هر کی دلش خواست بره این لینکی که پایینه
هرکی هم نخواست
- قبلا گفتم -
به درک!
در ضمن اینجا هم چنان زنده است...
آدرس رو برداشتم!
هر کی میخواد کامنت بذاره بهش میگم!
شاید آدرسش رو اینجا گذاشتم!
دقت کنید
گفتم شاید!!!
تا اطلاع ثانوی منتظر کلئوپاترا باشین...
and It doesn't matter how long it takes
Believe in yourself
and Be true to yourself
So you'll fly high
P.S: ..س شره همه اش نه؟؟؟؟
که در غاری رو که تخته کردند با دستام بشکنم
تو رو بردارم
چشمامو ببندم
و زیر پتوی چهل تیکه ی رنگ رنگی ام
یک دل سیر بخوابم...
دستامو مشت کنم
تمام روزایی رو که داشتم لای شیارهای مغزم مرور کنم
و تا آخرین حدی که می تونم
یه جیغ بنفش بکشم:
![]()
بنا بر تغییرات جوی برنامه ریزی شده تعطیل شد
می توان این نتیجه را گرفت
که دولت
مردم را به یک تریپ 4 روزه پست کرده است!
P.S: با توجه به 18 تیر...
** همین الان گفتن بزنین تو گوش فردا و برید هرجا غیر از پایتخت!!!
صبح که بیدار میشدم
اول از همه دستبند دوست داشتنی ام را می بستم
هول هولکی چای می خوردم
با بچه ها بیرون میزدیم!
اگر جایی بحث بود همه را راضی می کردم
دستبندی مثل من ببندند...
.
.
امروز
یکی گم شده
یکی هنوز از بیمارستان نیامده
و قاضی به پدر مقتولی گفت شکایت نامه بنویسد
علیه کسی که دست هامان را سبز کرد!
P.S: احتمالا این همان نشاط کاذبی بود که رییس جمهور می گفت...

سیگار به لب گرفتنم ناشیانه بود
دوست داشتنم،
نگاه کردنم،
خندیدن های تصنعی ام،
حتی
عبور کردن های سر چراغ قرمزم هم ناشیانه بود...
* شاید هم لاشی!
But no body's home
No place to go
No place to go to dry her eyes
Broken inside
P.S: اسم اینجا عوض شد! قالب جدید چطوره؟
زدم تو سرش گفتم
خفه شو سگ پدر!!
.
.
خیلی وقته لال شده و فدای غرورش کرده...
حرف هام توش ماسید...
با تو ام ت./.خ./.م سگ
یه لحظه برگرد پشت سرت رو نگاه بنداز
عجب رویی داری تو...
با این همه گه خوری بازم برگشتی؟
KISS MY ASS
به گمنامی نمناک علف نزدیکم!
من صدای نفس باغچه را می شنوم...
کرمهای خاکی بیش از حد وول می خورند!
نه؟
هیس!
اینجا کسی نیست...
پس اگر خاموش باشید می توانید زیبایی سکوت را درک کنید!
شوهرش بچه را قبول نکرد
خوابیده!
پوست سرخ و سفیدش برق می زند...
P.S: حق داشت؟